دلمشغولی های من

 

عید فطر صحنه ای از قیامت:

حضرت علی (ع) به مناسبت عید فطر خطبه ای قرائت کرده و در آن، این روز را به قیامت تشبیه فرموده است: 

ای مردم! این روز شما، روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می گیرند و زیانکاران و تبهکاران

در آن مأیوس و نا امید می گردند.دنیا محل مسابقه است و آخرت، زمان اجر گرفتن؛ بهشت، جایزه برندگان

این مسابقه و جهنم جزای واماندگان است.

آری عید فطر، شبیه ترین روز به روز قیامت است. چون در قیامت عده ای که زیان کارند، تأسف می خوردند

 و غضبناک می گردند و عده ای که نیکوکارند رستگار و متنعم به نعمت های الهی می شوند.

در آموزه های دینی ما تاکید شده است که وقتی از منازلتان برای خواندن نماز عید خارج می شوید، به یاد آورید زمانی

را که از منزل بدن خود خارج شده و به سوی خدای خود خواهید رفت.

وقتی در جایگاه نماز خود می ایستید به یاد آورید زمانی را که در محضر عدل الهی می ایستید و از شما حسابرسی می کنند.

 وقتی از نماز به منازلتان بر می گردید به یاد آورید زمانی را که به منازل خود در بهشت خواهید رفت.

ای بندگان خدا! کمترین چیزی که به زنان و مردان روزه دار داده می شود این است که فرشته ای در آخرین

روز ماه رمضان به آنان ندا می دهد: "هان! بشارتتان باد، ای بندگان خدا که گناهان گذشته تان آمرزیده شد

 پس به فکر آینده خویش باشید که چگونه باقی ایام را بگذرانید."

اکنون صدای پای عید می آید و دل مومن بر سر دو راهی آمدن عید رمضان و رفتن ماه رمضان بلا تکلیف است؛

براستی چه کند؟ از آمدن آن یک دلشاد باشد یا از رفتن این یک محزون؟

عید فطر پاک ترین و عیدترین عیدهاست چرا که پاداش یک ماه عبادت و شست و شوی جان در نهر پاک رمضان

 عاید منزل جان انسان ها می شود."عید" در لغت از ماده "عود" به معنی بازگشت است، لذا روزهایی را که

 دشواری های قومی و جمعیتی برطرف می شود و به پیروزی ها و راحتی های نخستین فطری باز می گردند، عید می نامند.

 مانند عید فطر و قربان به مناسبت این که در پرتو اطاعت یک ماه رمضان یا انجام فریضه بزرگ حج، صفا و پاکی فطری نخستین به روح و جان، کوچ دوباره می کند، و آلودگی هایی که بر خلاف پیمان نامه فطرت است، از میان می رود. 

کلمه "فطر" به معنی شکستن روزه است. بعد از آن اولین روز ماه شوال (دهمین ماه در تقویم اسلامی) آغاز می شود  

که با درخشش ماه شوال و به محض رویت خجسته آن روی می دهد. برخلاف عادات پیشینیان برای رصد این ماه 

 از وسایل و تجهیزات مجهز رصد استفاده می شود.پس از رویت ماه در روز بعد مسلمین با پوششی نظیف و پاکیزه درحد بضاعت در مساجد جمع شده و با تکبیر و آداب مربوط به این روز پیروزی بر شیطان درون و برون را به یکدیگر تبریک می گویند. 

زکات فطره یکی از آداب مهم در این ماه است که برای هر فرد به میزان حدود دو کیلوگرم از قوت غالب در نظر گرفته شده است. 

"عید فطر" یکی از دو عید بزرگ در سنت اسلامی است. مسلمانان روزه دار که ماه رمضان را روزه به پا داشته و از خوردن، آشامیدن و بسیاری از کارهای مباح دیگر امتناع ورزیده اند، اکنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند می طلبند، اجر و پاداشی که خداوند، خود به آنان وعده داده است. 

روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده اند که در این روز، امر امساک از خوردن و آشامیدن برداشته می شود و  

مؤمنان رخصت می یابند تا در روز، افطار کنند و روزه خود را بشکنند.

  

 


نوشته شده در سه شنبه 87/7/9ساعت 3:32 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) | |

 

 

 

  

شهادت اسطوره ی عدالت ، مولای متقیان برشما

 وهمه ی دوستداران حریم ولایت و امامت تسلیت باد .  

دعای روز بیستم

 

اَللّـهُمَّ افْتَحْ لی فیهِ اَبْوابَ الْجِنانِ وَاَغْلِقْ عَنّی فیهِ اَبْوابَ 

خدایا بگشا در این ماه برویم درهای بهشت را و ببند برویم در آن درهای 

النّیرانِ وَوَفِّقْنی فیهِ لِتِلاوَةِ الْقُرْ انِ یا مُنْزِلَ السَّکینَةِ فی قُلُوبِ 

دوزخ را و موفقم دار به تلاوت قرآن ای فرو فرستنده آرامش در دلهای 

الْمُؤْمِنینَ مؤمنان

  

شب بیست یکم

 

" لیلة القدر "

 

شب‌های قدر، عالی‌ترین لحظات برای پیوند بنده و خالق و بهترین فرصت برای 

اندیشه در جهت بازگشت به خویشتن در اوج غرق گشتگی در دنیای مادی 

است. آنان که مأمن و پناهگاه امنی برای توسل می‌جویند، آماده شده‌اند تا 

در شب های دل کندن از هر آنچه انسان را به پستی و فراق از اصل کشانده، رهایی 

یابند و همچون آیینه‌ای، مهیا و آماده تجلی نور حق و خداشناسی شوند. 

اکنون که بیش از نیمی از ماه پرفیض رمضان سپری شده، دل‌ها و قلب‌ها 

در دریای بیکران این ماه شسته و مطهر شده، تا در شب‌های ریزش باران 

رحمت الهی، به درگاه حضرتش انسی دوباره گیرد و برای کسب عافیت 

به دور از هر آلودگی دعا کند. در حقیقت حلقه اتصال بندگان با خالق هستی 

که از اول رمضان آغاز گشته است در شب‌های قدر به اوج خود می‌رسد. 

درهای رحمت الهی گشوده شده، فرشتگان نظاره ‌گر اعمال و شب زنده‌داری‌ 

های بندگان عاشقی هستند که ار بر سجده شکر ساییده و او را می‌خوانند 

تا اندکی از خوان بیکران رحمتش برای ادامه زندگی و ره توشه سفر آخرت به 

روی آنان گشوده شود.

 

"انا انزلناه فی لیله القدر" آیه‌ای از کلام وحی الهی که بارها شنیده و زمزمه 

کرده‌ایم، کلامی که انسان مانده در قفس دنیا و در بند مادیّات را به سوی شبی 

فرا می‌خواند که گویند از هزار شب برتر است. 

"قدر" به معنای اندازه‌گیری است و از اسرار شب قدر نزول قرآن است و در این 

شب حوادث یک سال تا شب قدر سال آینده اعم از زندگی، مرگ، رزق، سعادت 

و شقاوت بندگان تقدیر می‌شود. 

در قرآن کریم آیه‌ای که بیان کند شب قدر چه شبی است، دیده نمی‌شود، تنها 

در آیه ? 185سوره بقره اینگونه آمده است که: 

"شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن" قرآن یکپارچه در ماه رمضان نازل شده 

است.با استناد به این آیه معلوم می‌شود شب قدر یکی از شب‌های ماه رمضان 

است اما این که کدام یک از شب‌های آن است، در قرآن کریم بیان نشده و تنها از 

روایات استفاده می‌شود. 

اهمیت شب قدر به حدی است که بسیاری از امامان دین بر احیای این شب حتی

در حال بیماری نیز سفارش کرده‌اند. امام صادق(ع) به ابو بصیر می ‌فرماید: 

در هر یک از دو شب بیست و یکم و بیست و سوم صد رکعت نماز بخوان، تا می‌توانی 

آن دو شب را تا سپیده صبح شب زنده داری کن، در آن دو شب غسل کن. 

ابوبصیر عرض کرد: اگر نتوانستم ایستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر 

باز هم نتوانستم؟ خوابیده بخوان. 

اگر باز هم نتوانستم؟ ایرادی ندارد که سر شب کمی بخوابی و باقی مانده شب را 

به هر نحوی که می‌توانی به عبادت بپردازی، چون در ماه رمضان، درهای آسمان 

گشوده است، شیطان ها در زنجیرند و اعمال مؤمنان پذیرفته می‌شود. 

از این حدیث بر می ‌آید که انسان در این شب باید به هر شکل ممکن عبادت و راز 

و نیاز با خالق را از دست ندهد زیرا در این شب که شیاطین در بند هستند، هیچ 

واسطه‌ای بین بنده و خالق نیست.

  


نوشته شده در سه شنبه 87/7/9ساعت 3:32 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) | |

 

                                                                دعای روز هجدهم

اَللّـهُمَّ نَبِّهْنی فیهِ لِبَرَکاتِ اَسْحارِهِ وَنَوِّرْ فیهِ قَلْبی بِضیآءِ

 

خدایا آگاهم ساز در این ماه از برکات سحرهای آن و نورانی کن در آن دلم را به پرتو

 

اَنْوارِهِ وَخُذْ بِکُلِّ اَعْضآئی اِلیَ اتِّباعِ اثارِهِ بِنُورِکَ یا مُنَوِّرَ قُلـُوبِ الْعارِفینَ

 

انوار آن و بگمار تمام اعضاء و جوارحم را به پیروی کردن آثارش به نور خود ای

 

روشنی دهنده دلهای عارفـان

 

 

شب قدر است بیا قدر بدانیم کمی

 

 خانه دل ز گناهان بتکانیم کمی

 

شعله افتاده به ملک دلم از فرط گناه

 

دوست را از دل این شعله بخوانیم کمی

 

روح را صیقل آیینه دهیم از دل و جان  

 

آه را تا ملکوتش برسانیم کمی

 

عهد بستیم و شکستیم بسی کاش! که ما

 

بر سر عهد وفادار بمانیم کمی

 

پوشه از بار گناهان شده پر حجم بیا

 

رمضان است به آتش بکشانیم کمی

 

نگذاریم زبانه بکشد دوزخمان

 

بنشینیم و به اشکش بنشانیم کمی

 

بنشانیم نهالی به امید ثمری 

 

چشمه از چشم به پایش بدوانیم کمی

 

و ارادت بنماییم و بگوییم " الغوث

 

ناله را تا به فلک باز رسانیم کمی

                                                                                                                                                        

  

اعمال شب نوزدهم ماه مبارک رمضان

 

اولین شب قدر 

 

1- صد مرتبه اَسْتَغْفِرُاللّهَ رَبّی وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ  

2- صد مرتبه اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ  

3- بخواند دعاء یا ذَاالَّذی کانَ 

یَا ذَا الَّذِی کَانَ قَبْلَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ ثُمَّ خَلَقَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ ثُمَّ یَبْقَی وَ یَفْنَی 

 کُلُّ شَیْ‏ءٍ یَا ذَا الَّذِی لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ وَ یَا ذَا الَّذِی لَیْسَ فِی السَّمَاوَاتِ 

 الْعُلَی وَ لاَ فِی الْأَرَضِینَ السُّفْلَی وَ لاَ فَوْقَهُنَّ وَ لاَ تَحْتَهُنَّ وَ لاَ  

بَیْنَهُنَّ إِلَهٌ یُعْبَدُ غَیْرُهُ لَکَ الْحَمْدُ حَمْداً لاَ یَقْوَی عَلَی إِحْصَائِهِ إِلاَّ أَنْتَ

 فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلاَةً لاَ

 یَقْوَی عَلَی إِحْصَائِهَا إِلاَّ أَنْتَ

4- بخواند : اَللّهُمَّ اْجْعَلْ فیما تَقْضی وَتُقَدِّرُ مِنَ الاْمْرِ الْمَحْتُومِ وَفیما

تَفْرُقُ مِنَ الاْمْرِ الحَکیمِ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَفِی الْقَضاَّءِ الَّذی لا یُرَدُّ وَلا یُبَدَّلُ

 اَنْ تَکْتُبَنی مِنْ حُجّاجِ بَیْتِکَ الْحَرامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْکُورِ سَعْیُهُمُ

الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُکَفَّرِ عَنْهُمْ سَیِّئاتُهُمْ وَاجْعَلْ فیما تَقْضی وَتُقَدِّرُ اَنْ

 تُطیلَ عُمْری وَتُوَسِّعَ عَلَیَّ فی رِزْقی وَتَفْعَلَ بی کَذا وَکَذا

الهی ارحمنی ما لا طاقه و لا صبر لی علیه!
اللهم اشف کل مریض،اللهم رد کل غریب

 


نوشته شده در سه شنبه 87/7/9ساعت 3:32 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) | |

حقوق بشر از دیدگاه اسلام و غرب

از فردای پایان جنگ جهانی دوم، تمام مردم جهان و دولت‌ها، که از جنگ و کشتار به ستوه آمده بودند، درصدد تشکیل سازمان ملل برآمدند.

از فردای پایان جنگ جهانی دوم، تمام مردم جهان و دولت‌ها، که از جنگ و کشتار به ستوه آمده بودند، درصدد تشکیل سازمان ملل برآمدند. از یک سو، بخشی از این سازمان، متولی حقوق بشر شد و منشوری را در سال 1948 به تصویب رساند که مشتمل بر یک مقدمه و 30 ماده می‌باشد. این منشور به انواع آزادی‌های فردی، نژادی، مذهبی، برابری و کرامت انسان‌ها می‌پردازد.ز سوی دیگر، کشورهای مسلمان دست به تدوین و تصویب حقوق بشر اسلامی زده‌اند; چون این کشورها معتقدند که در حقوق بشر غرب، تعارضات و نواقصی وجود دارد که نمی‌توان آن را در کشورهای اسلامی به طور کلی و بی‌قید و شرط اجرا کرد. آنچه موجب پدید آمدن حقوق بشر اسلامی شد فرهنگ خاص جوامع اسلامی است که قوانین و مقررات نیز بر آن مبنا تنظیم شده است. در حالی که اساس حقوق بشر جهانی بر تطابق با فرهنگ غرب و دین مسیحیت است. حقوق بشر جهانی اسلام، تعارضی با جوامع اسلامی و مقررات حاکم بر آن‌ها ندارد، از این رو، در این کشورها قابل اجرا می‌باشد. جوامع اسلامی به دلیل فرهنگ، دین و مذهب خاص و ویژه خود نیازمند حقوقی متناسب با جامعه اسلامی خود هستند. مفهوم حقوق بشر به معنای حقوق اساسی و اولیه‌ای می‌باشد که تمام انسان ها در آن از جهت انسانیت شریک‌اند. اسلام آخرین دین الهی است که توسط خاتم انبیاء و آخرین سفیر وحی، حضرت محمد(صلی الله علیه وآله)، آورده شده است.
در این نوشتار درصددیم به بیان تعارضات و بررسی راه حل‌های ارایه شده و نواقص حقوق بشر و مقایسه آن با حقوق بشر اسلامی بپردازیم. در ضمن مروری بر حقوق افراد و اقلیت‌ها در جمهوری اسلامی ایران خواهیم داشت و به بیان موضوع و دیدگاه اسلام و قانون اساسی ایران نسبت به حقوق اقلیت‌ها خواهیم پرداخت. علاوه بر اینکه، قابل اجرا نبودن قوانین و بیانیه های منشور حقوق بشر در مورد اقلیت‌ها در ایران بررسی خواهد شد.
حال باید ببینیم تفاوت‌ها و تعارضات حقوق بشر اسلامی و غرب در چیست؟ حقوق اقلیت‌ها و افراد در حقوق بشر اسلامی و غربی چگونه لحاظ شده است؟

1. حقوق داخلی و حقوق بین الملل
الف) رابطه حقوق داخلی و حقوق بین الملل از دیدگاه غرب.
در این زمینه می‌توان به سه دیدگاه اشاره کرد که دو دیدگاه را حقوقدانان غرب و دیدگاه سوم را اندیشمندان اسلامی ارائه نموده اند.
حقوقدانان غربی در زمینه رابطه حقوق بین الملل، دو دیدگاه کاملا متفاوت ارایه کرده‌اند:
یک دیدگاه، که در قدیم طرفداران بیشتری داشته است، نظریه ثنویت یا دوگانگی حقوق بین‌الملل و حقوق داخلی است. این نظریه بر این امر تأکید دارد که اصولا حقوق بین‌الملل از نظر مبانی، تشکیلات، قلمرو و موضوع و نیز از جنبه اجرا با حقوق داخلی کاملا متفاوت است. بنابراین حقوق بین‌الملل برای افراد کشور الزامی نیست و هر یک از دو حقوق در قلمرو مخصوص به خود لازم الاجرا هستند و در ظرف تعارض، حقوق داخلی بر حقوق بین‌الملل مقدم است مگر اینکه قوه مقننه مقررات بین‌الملل را همانند مقررات داخلی تصویب کند.(1)
دیدگاه دیگر، نظریه وحدت دو حقوق است که بیشتر حقوقدانان کنونی بدان معتقدند. بر اساس این دیدگاه، تمام اختلافات بین حقوق داخلی و حقوق بین‌الملل صوری است و این اختلافات به معنای دوگانگی این دو حقوق و عدم ارتباط این دو با یکدیگر نیست. بنابر این نظر، در مواردی که کشوری موجبات ضرر و زیان کشور دیگر یا اتباع آن را از طریق وضع مقررات داخلی متضاد با حقوق بین الملل یا هر عامل دیگری فراهم کرده باشد، عذر او در برابر سازمان‌های بین‌الملل به استناد قانون اساسی یا دیگر مقررات داخلی، پذیرفته نیست.
ب) رابطه حقوق داخلی با حقوق بین‌الملل از دیدگاه اسلام
طبق نظریه وحدت دو حقوق، کشورها برای هماهنگی با مقررات بین‌الملل از همه ارزش‌های مکتبی خویش باید چشم بپوشند و در داخل کشورشان نیز درصدد اجرای کامل این ارزش‌ها نباشند و این چیزی است که لااقل از دیدگاه اسلام، نادرستی آن آشکار است. دولت اسلامی نه تنها در چارچوب معیارهای اسلامی می‌تواند مقرراتی وضع کند یا به پیشنهادهایی پاسخ مثبت دهد، حقوق بین‌الملل موظف است که روشی را برگزیند که در عین هماهنگی با ارزش‌ها و ایدئولوژی‌های متفاوت ملت‌ها، مشکلات جهانی را حل کند. اسلام پا را از این فراتر گذاشته و دیگران را موظف می‌کند که از دیدگاهای متعارض با توحید و خداپرستی دست بردارند و به سوی حقوق بین‌الملل الهی گام بردارند: (قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَی کَلَمَة سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ) (آل عمران: 64); بگو ای اهل کتاب به سوی کلمه حقی که بین ما و شما یکسان است بیایید و آن کلمه حق، این است که جز خداوند، کس دیگر را عبادت نکنیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم و برخی از ما برخی دیگر را غیر از خدا ارباب و صاحب خود نگیریم پس اگر آن ها از حق روی برگرداندند شما بگویید که شهادت می‌دهید که ما تسلیم امر خداییم.
در این آیه شریفه مشاهده می‌کنیم که خداوند به مؤمنان اجازه نمی‌دهد که به بهانه همسویی با حقوق بین‌الملل از اصول اسلامی خود دست بردارند. بر این اساس، در تعارض حقوق بین‌الملل با حقوق داخلی کشورها، در صورتی که حقوق داخلی بر اساس معیارهای صحیح و خصوصیات مکتبی یک ملت به وجود آمده باشد، بر حقوق بین‌الملل مقدم است.
2. حقوق بشر از منظر اسلام و غرب
بین اندیشمندان اسلامی و متفکران غربی در مسئله حقوق بشر، اختلافات مبنایی وجود دارد. یک مورد اساسی و مبنایی به تعریف قانون صحیح و معتبر برمی‌گردد. متفکران غربی قانونی را معتبر می‌دانند که موافق با خواسته‌های انسان‌ها و در راستای انسان محوری باشد، از این رو، منشاء اعتبار قانون را آراء و خواسته‌های مردم می دانند. بررسی اعلامیه‌های جهانی حقوق بشر و میثاقین و... نشان می‌دهد که اینان، محور تمام تصمیم گیری‌ها را امیال نفسانی افراد می‌دانند و در واقع امیال نفسانی مشترک بین غربی‌ها را در قالب قوانین و به نام حقوق بشر جای داده‌اند.
اما از دیدگاه اسلام قانونی صحیح و معتبر است که از سوی خدا و از طریق وحی به دست ما رسیده باشد و مطابق با مصالح واقعی انسان‌ها باشد و از این رو، ارزش قانون به مطابقت با مصالح مادی و معنوی انسان‌ها است. طبق این دیدگاه، بشر تکویناً و تشریعاً بنده خداوند متعال است و برخلاف متفکران غربی که انسان را در برابر خدا هم آزاد می‌پندارند، بر تسلیم و فرمانبرداری انسان‌ها در برابر خدا تأکید می‌ورزد. در مقدّمه اعلامیه اسلامی حقوق بشر آمده است: «با در نظر گرفتن عقیده توحید ناب، که ساختار اسلام بر پایه آن استوار شده است; عقیده‌ای که بشریت را فراخواند تا جز خدا کسی را پرستش نکرده و شریکی برای او قایل نشوند و احدی را به عنوان خدا به جای الله نگیرند. ... ـ این شریعت، معنویات و ماده را با هم درآمیخت.»
این قسمت از اعلامیه برگرفته از آیه 64 سوره آل عمران است که بر اطاعت انسان‌ها از خداوند تأکید نموده و از شرک ورزیدن نهی فرموده است. دعوت انبیا هم بر اساس عبودیت خداوند شکل گرفته است: (وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ)(بقره: 83); و زمانی که از بنی اسرائیل عهد و پیمان گرفتیم که جز خدا کسی را پرستش نکنند.
از دیدگاه اسلام، واضع قوانین خداوند است و در قرآن کریم در مورد افرادی که بدون توجه به این نکته، به وضع قوانین می پردازند آمده است: (إِنَّهُمْ کَانُوا إِذَا قِیلَ لَهُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ یَسْتَکْبِرُونَ) (صافات: 35); اینان این گونه بودند که تا به آن ها گفته می‌شد خدایی جز خدای یگانه نیست سرپیچی می‌کردند.
پس از آنچه بیان شد معلوم می‌شود که اساس تفکر اسلامی در منشأ قانونگذاری و مشروعیت مقررات حقوقی، خداوند متعال و وحی (توحید محوری) است و در اندیشه غرب اساس، انسان و خواسته‌های فردی او (انسان محوری) است.

3. انتقادات اساسی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر
اگر به تاریخچه و تکوین اعلامیه‌های حقوق بشر، نظری بیفکنیم به این امر پی خواهیم برد که این اعلامیه‌ها، در آن موقعیت‌ها و در زمان خود، کارایی بسیاری داشته است و انسان‌ها را به سوی یک صلح جهانی رهنمون شده است. اما باید توجه داشت که این اعلامیه‌ها تحت شرایط خاصی و در زمان خاصی و در کشورهای خاصی مطرح شد و بیشتر تلاش آن‌ها حل مشکلات خود در آن دوره بوده است و باید گفت که در این امر هم موفق بوده‌اند; چرا که در زمینه رعایت حقوق بشر در بسیاری از محیط‌های اختناق آلوده آن زمان تأثیر داشته است. ولی در حال حاضر، نقایصی در این اعلامیه‌ها وجود دارد که موجب شده کمتر جلوه عملی به خود بگیرد و در برخی موارد این حقوق علناً نقص شود. در اینجا به پاره‌ای از مشکلات و نقایص موجود در این زمینه خواهیم پرداخت:

1. تدوین یکسویه اعلامیه حقوق بشر
اعلامیه حقوق بشر یک سویه بوده و مطابق با فرهنگ خاص وضع‌کنندگان آن بوده است و از این رو، آداب و رسوم دیگران را در نظر نگرفته است. علاوه بر اینکه، مبنای نظری بسیاری از طرفداران اعلامیه با مبانی فکری اندیشمندان دیگر در تضاد است، به عنوان مثال، این اعلامیه بر مبنای اندیشه اصالت فرد بنا شده و قائل به تساوی حقوق همه انسان‌ها است در حالی که بسیاری از متفکران چنین اندیشه‌ای را برنمی‌تابند. مورد دیگر اینکه در اعلامیه مواردی وجود دارد که با دین و دینداری مغایرت دارد. در حالی که، بخش زیادی از جمعیت جهان و درصد قابل ملاحظه‌ای از انسان‌ها را دینداران تشکیل می‌دهند. این اعلامیه، آزادی مطلق انسان‌ها را معتقد است. در حالی که، هیچ یک از ادیان چنین امری را نمی‌پذیرند. پس برای حل این مشکل و برای پیشرفت حقوق بشر بایستی «اولا: دیدگاه‌های مختلف مورد بررسی قرار گیرد و اختلافات کاملا متمایز گردد و با توجه به تعارضی که هر گروه و نظام حاکم بر کشورها از حقوق بشر دارد با همان ضوابط، پایبندی یک کشور خاص به حقوق بشر مورد بررسی قرار گیرد. به عنوان مثال، اگر مسلمانان معتقدند که حقوق بشر از دیدگاه اسلام با دیگر ادیان تفاوت دارد، سازمان‌های حقوق بشر می‌توانند مسئله حقوق بشر را مطابق آنچه به عنوان حقوق بشر در این کشورها مطرح است بررسی کنند تا ببینند کشورهای اسلامی تا چه حد، حقوق بشری را که معتقدند مراعات نموده یا پیاده می‌کنند به جای اینکه بخواهیم بر مبنای حقوق بشر با تعریف غربی آن این گونه کشورها را مؤاخذه یا ارزیابی کنیم.»(2)

2. بی‌تفاوتی اعلامیه جهانی حقوق بشر نسبت به دین و مذهب
این اعلامیه نسبت به دین و مذهب بی‌تفاوت است و به اصطلاح جنبه لائیک دارد.(3) در ماده یک اعلامیه جهانی آمده است: «تمام افراد بشر آزاد به دنیا می‌آیند...(4 ) که در این جا کلمه "به دنیا آمدن = born" را به کار برده است که اشاره‌ای به آفریننده انسان ندارد. ولی اگر نسبت به دین در این اعلامیه کم توجهی نمی‌شد، می‌بایست تعبیر creation به کار می‌رفت که "تمام افراد بشر آزاد آفریده می‌شوند.(5) حتی به جرات می‌توان گفت که نه تنها این اعلامیه نسبت به دین و مذهب بی تفاوت است بلکه نسبت به احکام صادره از سوی ادیان الهی صریحاً، موضع منفی اتخاذ نموده است. مثلا ماده 5 اعلامیه می‌گوید: "احدی را نمی‌توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و برخلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد.» این ماده، طعنه‌ای به مجازات هایی دارد که میان کشورهای گوناگون جهان و بر اساس دین و فرهنگ و آیین خود برای مجرمان و بزهکاران در نظر گرفته‌اند، اساساً بر مبنای چه معیار و ملاکی می‌توان مجازات‌های گوناگون و مقررّات و قوانین تأویلی که به وسیله مجامع قانونگذاری و تقنینی مجاز تدوین می‌گردد و با لحاظ فرهنگ جغرافیا، سنّت، دین، مذهب و... می باشد، یکسره رد کرد و آن‌ها را ظالمانه و بر خلاف شئون انسانیّت و شئون بشری و یا موهن قلمداد نمود!

3. ابهامات در مواد اعلامیه حقوق بشر و میثاقین
در جای جای اعلامیه حقوق بشر ابهاماتی وجود دارد: برخی از این ابهامات ناشی از ابهامات و اختلافاتی است که در مفاهیم به کار برده شده در این مواد وجود دارد. مثلا در ماده 4 بند میثاق بین‌اللمل حقوق مدنی و سیاسی آمده است: «هرگاه یک خطر عمومی استثنایی (فوق العاده)، موجودیت ملت را تهدید کند و این خطر رسماً اعلام شود، کشورهای طرف این میثاق می‌توانند تدابیری خارج از الزامات مقرر در این میثاق به میزانی که وضعیت حتماً ایجاب می‌نماید، اتخاذ نمایند مشروط بر این‌که تدابیر مزبور با سایر الزاماتی که طبق حقوق بین‌الملل به عهده دارند، مغایرت نداشته باشد و منجر به تبعیض منحصراً بر اساس نژاد، رنگ، جنس، زبان، اصل و منشأ اجتماعی یا مذهبی نشود.»
در این ماده مشاهده می‌کنیم که به شرح و تعریف موارد و شرایط اضطراری اجتماعی و تهدیداتی که ممکن است بقای یک ملت را مخدوش کند، نمی‌پردازد. علاوه بر اینکه، محدوده وضعیت اضطراری را مشخص نکرده است. آیا وضعیت اضطراری ناشی از یک حمله خارجی است یا می‌توان بدون حمله خارجی (مثلا در صورت قیام و جنبش‌های داخلی) هم قائل به محدودیت یا تعلیق حقوق مشروحه در میثاقین شد؟

4. عدم ضمانت اجرایی حقوق بشر جهانی
علاوه بر ایراداتی که ذکر شد، در زمینه اجرای حقوق بشر هم مشکلاتی وجود دارد. یکی از این مشکلات، عدم ضمانت اجرای این مواد است. این اعلامیه یک طرح آرمانی است که جنبه عملی ندارد. این ایده روزولت رئیس جمهور آمریکا بود که کشورهای کوچک‌تر مانند فرزندان کوچک‌تر خانواده، نیازمند قیّم هستند. وی برای فریب و جلب رضایت کشورهای کوچک جهان معتقد بود که باید آن‌ها را دخالت داد که اولا، نادیده گرفته نشوند و ثانیاً، در اداره جامعه جهانی نقش اجرایی نداشته باشند. وی می‌گفت: من با ایجاد یک مجمع جهانی که امکان بحث تمام و کمال را فراهم نماید مخالفتی ندارم، مشروط بر این‌که مدیریت آن با قدرت‌های بزرگ باشد. پس معلوم می‌شود که شکل‌گیری سازمان ملل، با ایده کشورهای فاتح در عدم ضمانت اجرایی داشتن مصوبه‌های آن، که از جمله آن حقوق بشر است، تأثیر مستقیم داشت. این اعلامیه قانوناً الزام آور نیست و به عنوان یک آرمان مشترک، که حصول آن مطلوب است، مطرح شده است. روزولت رییس کمسیون حقوق بشر می‌گوید: اعلامیه یک عهدنامه یا موافقتنامه بین‌المللی نبوده و تعهد قانونی ایجاد نمی‌کند بلکه بیان یک سری حقوق ناگسستنی بشر است که حصول آن برای تمام مردم دنیا مطلوب تلقی می‌گردد.
مشکل دیگر، الزام آور نبودن اعلامیه جهانی حقوق بشر است. هر چند که اصول اساسی آن در جریان گذشت زمان، ارزش قواعدی را کسب کرده‌اند که تمام دولت‌ها باید آن‌ها را رعایت کنند. البته باید متذکر شد که هر چند این اعلامیه جنبه الزام آور ندارد، ولی پیمان‌های بین‌المللی مربوط به حقوق بشر برای دولت های امضاءکننده، از نظر حقوقی الزام آورند. از این رو، این دولت‌ها باید آیین نامه اجرایی پیمان‌ها را رعایت کنند. علاوه بر این، بسیاری از کشورها با استناد به ماده 4 میثاق، که قبلا ذکر گردید و در آن یک محدودیت قانونی را برای حقوق بشر قایل شده است، شانه از زیر بار بسیاری از الزامات مسلم خالی کرده‌اند. علاوه بر این، ماده 2 از بند 7 منشور ملل متحد مورد استناد برخی دولت‌ها واقع شده تا به نقض قوانین بشر بپردازند. بر اساس این ماده، ملل متحد مجاز نیستند در اموری که ذاتاً در حوزه صلاحیت هر کشوری است دخالت کنند. البته نباید از دخالت عوامل و عناصر سیاسی در اجرای این اعلامیه هم غافل شد.

5. مقایسه دیدگاه اسلام و غرب در مسئله آزادی
آزادی مفهومی است که به معنای رهایی و اعمال اختیار و اراده می‌باشد به نحوی که شخص بتواند بدون مانعی اراده خود را اعمال کند. آزادی در زمینه‌های زیر مطرح است:
1. آزادی عقیده; 2. آزادی اندیشه; 3. آزادی بیان و تبلیغ; 4. آزادی رفتار; 5. آزادی از هرگونه بردگی.
ادامه مطلب...
نوشته شده در سه شنبه 87/7/9ساعت 3:30 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) | |

 
 « یا بنی آدم قد انزلنا علیکم لباسأ یواری سواتکم و ریشأ و لباس التقوی ذلک خیر ذلک من آیت الله لعلهم یذکرون * یا بنی آدم لایفتننکم الشیطان کما اخرج ابویکم من الجنه ینزع عنهما لباسهما لیریهما سواتهما انه یریکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم انا جعلنا الشیاطن اولیاء للذین لایؤمنون» 1
 
 ای فرزندان آدم ، بر شما لباسی فرو فرستادیم که اندام شما را می پو شاند و مایه زینت شماست ، و لباس تقوی بهترین است . این از آیات خداست . باشد که متذکر شده و پند گیرند . * ای فرزندان آدم ، مبادا شیطان شما را فریب دهد چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد . پوشش از تن آنها برکند و قبایح آنها را در نظرشان پدید آورد . همانا شیطان و بستگان شما را می بینند در صورتی که شما آنها را نمی بینید ما شیطانها را دوستدار آنان که ایمان نمی آورند ، قرار دادیم .

    
 اشاره :
 اخیرا مباحثی در باب مخالفت با نوع پوشش و چادر مشکی و برداشتهای متفاوت از آیه جلباب از دیدگاه مفسرین مطرح شده است که در این مقاله سعی شده به برخی از این شبهات پاسخ داده شود .

الف ـ مدعای مشترک و اصلی شبهات
پیام مشترک و مدعای اصلی شبهات مذکور این است که پوشش چادر سیاه برای بانوان مکروه و نا مطلوب است ، بنابر این از چادر رنگارنگ استفاده شود .
 

ب ـ ادله و نقد و بررسی آنها
در لابلای این شبهات برای اثبات مدعای قبل به طور پراکنده به ادله ای استناد شده است . نگارنده پس از استخراج و نقل قول مستقیم ادله به نقد منطقی و استدلالی آنها پرداخته و داوری را به خوانندگان محترم ، مخصوصا بانوان مؤمن و عفیف و فرهیخته واگذار می کند .
دلیل اول : « چادر به احتمال خیلی زیاد از زمان قاجاریه در ایران جا افتاده است و هیچ ارتباطی به دین و مذهب ندارد . »
اولا : این که واقعا چادر در چه زمانی بین زنان ایرانی جا افتاده است ، نیاز مند مطالعه تاریخی است و گویندگان این بحث نیز سند و مدرک معتبر تاریخی برای حرف خویش نقل نکرده اند بنابر این کلام ایشان مدعایی بدون دلیل است .
ثانیا : بر فرض ، آنگونه که ایشان ادعا کرده اند بپذیریم چادر در زمان قاجار در ایران جا افتاده است . پس از اثبات ارتباط وثیق و مستحکم چادر با دین که در قسمت بعد ذکر می شود ، باید زنان ایرانی افسوس بخورند که چرا دیر و در زمان قاجار متوجه چادر به عنوان مدل و الگوی پوشش مناسب شده اند نه اینکه از این پوشش متین و دارای وقار گلایه مند باشند . و البته زنان مسلمان و مؤمن حقیقی هیچ وقت از پوشش کامل اسلامی مثل چادر گلایه مند نبوده و نخواهند بود .
ثالثا : گویندگان محترم ادعا نموده اند اساسا چادر ( چه رسد به رنگ مشکی آن ) هیچ ارتباطی به دین و مذهب ندارد . دقت و پژوهش در آیه 59 احزاب که واژه جلابیب ( جمع جلباب ) در آن بکار رفته، صحت مدعای فوق را مورد تردید جدی قرار می دهد .
حضرت فاطمه زهرا (س) هنگام خروج از منزل از پوششی استفاده می کرده که امروز ‹‹ چادر ›› نام گرفته است .
در آیه مذکور آمده است : « یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یؤذین و کان الله غفورا رحیما » 3
براساس ترجمه مرحوم الهی قمشه ای معنای آیه شریفه چنین نقل شده است : « ای پیامبر گرامی به زنان و دختران خود و زنان مؤمن بگو که خویشتن را به چادر فرو پوشند که این کار برای اینکه آنها ( به عفت و حریت ) شناخته شوند تا از تعریض و جسارت هوسرانان آزار نکشند ، بر آنان بسیار بهتر است و خدا در ( حق خلق ) آمرزنده و مهربان است .
به منظور بررسی صحت و سقم ادعای مذکور لازم است بین جلباب مطرح شده در قرآن و چادر رایج فعلی در ابعاد چهار گانه « مفهوم » ، « اندازه » ، « کارکرد « و « رنگ » مقایسه ای انجام گردد تا ارتباط یا عدم ارتباط چادر با دین اسلام و قر آن آشکار گردد . برای انجام مقایسه مذکور به طور مستقل به تبیین ابعاد چهار گانه مذکور نسبت به جلباب و چادر پرداخته می شود .
 

1 ـ مفهوم ، اندازه ، کارکرد و رنگ جلباب
1 ـ 1 ـ مفهوم جلباب : اصل ریشه لغوی جلباب ، جیم ، لام و باء است که طبق نقل کتاب لغت معتبر معجم مقاییس اللغه دارای دو معناست . معنای اول آوردن شیء از جایی به جایی و معنای دوم چیزی که شیء دیگر را می پوشاند . که جلباب از معنای دوم مشتق شده است . 4
واژه جلباب در اصل مصدر فعل رباعی جلبب است که از مصدر ، اسم ذات اراده شده و نام پوشش ویژه ای قرار گرفته است . برای فهمیدن ویژگی جلباب و مفهوم آن باید از کتابهای لغوی و تفسیری معتبر کمک گرفت .
کتابهای لغت : کتابهای لغوی معتـبر مثل العین ، لسان العرب ، صحاح اللغه ، مصباح المنیر ، معجم الوسیط 5 اتفاق نظر دارند که مفهوم جلباب پوشش گسترده است ولی در اینکه اندازه آن چه مقدار بوده و چه میزان از بدن و لباسهای دیگر را می پوشانده است ، اختلاف نظر دارند .
کتابهای لغت قرآنی : در کتاب لغت قرآنی « لسان التنزیل » نگاشته قرن چهارم و پنجم کلمه جلباب به چادر معنی شده است . 6 مرحوم شعرانی نیز در کتاب لغت قرآنی « نصر طوبی » جلباب را به چادر معنی کرده است . 7
کتابهای تفسیر : در تفاسیر مهم شیعه و عامه معانی مختلفی برای جلباب ذکر شده است .
بعضی از مفسرین مانند شیخ طوسی 8 و بیضاویی 9 جلابیت را به ملاحف تفسیر کرده اند . ملاحف جمع ملحفه 10 پوشش فراگیری است که بالای لباسهای دیگر پوشیده می شود و از نظر کارکرد ، کار آیی چادر را دارد . علامه طباطبایی11 و شیخ محمد جواد مغنیه 12 ابتدا گفته اند جلباب به معنای پوشش کامل و فراگیر است و سپس قول دیگری مبنی بر اینکه جلباب به معنای خمار و مقنعه است را نیز نقل کرده اند .
تفسیر قرطبی جلباب را به لباسی که همه بدن را می پوشاند معنا کرده است . 13
حاصل اینکه از مجموع کلمات لغویین و مفسرین استفاده می شود جلباب پوششی گسترده بوده است ، ولی اینکه دقیقا اندازه آن چه مقدار بوده و چه میزان از بدن و لباسهای دیگر را می پوشاند دیدگاه های متفاوتی وجود دارد .
1 ـ 2 ـ اندازه جلباب : از مجموع کلمات لغوین و مفسرین که ذکر آنها گذشت در مورد اندازه جلباب سه دیدگاه قابل اشاره است . دیدگاه اول : جلباب پوششی فراگیر بوده که از بالای سر تا قدمها را می پوشانده است .
دیدگاه دوم : جلباب پوششی بزرگتر از خمار و مقنعه بوده که کمتر از مقدار ردا ، یعنی تقریبا تا زانوها را می پوشانده است .
دیدگاه سوم : جلباب همان خمار و مقنعه است ، پوششی که فقط سر و سینه ها را می پوشانده است .
باذکر دو شاهد آشکار می گردد که دیدگاه اول درست و دیدگاه دوم و سوم مخدوش است .
شاهد اول : از نحوه پوشش حضرت فاطمه زهرا (س) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد برای دفاع از فدک 14 دو نکته مهم استفاده می شود .
نکته اول : از جریان تاریخی مذکور فهمیده می شود حضرت دو پوشش مستقل به نام خمار و جلباب داشته اند . بنابر این نظر طرفداران دیدگاه سوم مانند راقب اصفهانی در مفردات که جلباب را به خمار معنی کرده اند مخدوش می گردد .
نکته دوم : از عبارت « لاثت خمارها علی رأسها و اشتملت بجلبابها » که درمورد نحوه پوشش حضرت نقل شده است ، استفاده می شود که خمار همانند مقنعه های امروزی برای پوشش سر بوده و جلباب نیز پوششی سرتاسری بوده که تمام آن وجود مبارک از سر تا قدمها را شامل و فرا گرفته است .
شاهد دوم : مؤید مدعای قبل که جلباب از نظر اندازه ، پوششی است که از بالا تا پایین بدن را می پوشانده است . 15 حاصل این اندازه جلباب بلند و گسترده بوده است ، به گونه ای که همانند چادر های فعلی بانوان ، از سر تا پایین پا را می پوشانده است . پس از مشخص شدن اندازه جلباب باید بررسی نمود کیفیت پوشش و کار کرد جلباب چه بوده است ؟
3 ـ 1 ـ کار کرد جلباب : برای فهمیدن کارکرد جلباب و کیفیت پوششی آن لازم است معنای « یدنین علیهن من جلابیبهن » در آیه 59 سوره احزاب معلوم گردد . تقریبا همه مفسرین آورده اند که تا قبل از نزول آیه مذکور بعضی از زنان حر همانند زنان برده به دلیل رعایت نکردن پوشش مناسب و کامل گاهی اوقات در بین کوچه ها مورد اذیت و آزار مردم لاابالی قرار می گرفتند . آیه شریفه نازل شد که اگر زنان می خواهند مورد اذیت و آزار مزاحمان قرار نگیرند ، هنگام خروج از منزل ، جلابیب خویش را به سر و بدن خود نزدیک سازند تا به عفت و حجاب شناخته شده و در نتیجه از مردم آزاری شهوت رانان مسون بمانند .
بعضی از تفاسیر مانند : تفسیر زمخشری کشاف از ابن سیسرین در مورد معنای « یدنین » نقل کرده اند که مراد قرار دادن جلباب بالای ابرو و گرد کردن و جمع و جور کردن و قرار دادن گوشه های جمع شده آن بالای بینی است . 16
کار کرد مذکور و کیفیت پوشش جلباب ، دقیقا همان کاری است که امروزه بسیاری از دختران و زنان چادر پوشی که حساسیت بیشتری نسبت به رعایت حجاب خویش دارند ، انجام می دهند .
آیا علاوه بر مفهوم ، اندازه و کارکرد جلباب قرآنی ، رنگ خاصی نیز داشته است یا نه ؟
4 ـ 1 ـ رنگ جلباب : قرآن به زبان عربی مبین نازل شده که برای مردم عرب زبان خصوصا مردم عرب عصر نزول قابل فهم بوده است . بنابر این باید بررسی نمود زنان مؤمن عرب عصر نزول مخاطب آیه ، از واژه ، جلباب چه برداشتی داشته و تبادر ذهنی آنها از واژه مذکور چه بوده است ؟ سنن ابن داوود قضیه ای از ام سلمه نقل کرده است که مبین تبادر ذهنی زنان عرب است .
در کتاب ابن داوود آمده است وقتی آیه « یدنین علیهن من جلابیبهن » نازل شد ، زنهای انصار از خانه هایشان خارج شدند در حالی که پوشش مشکی داشتند ، گویی بالای سر آنها کلاغ نشسته است . 17
در کتاب عون المعبود شرح سنن ابن داوود آمده است ، چون پوششهایی که زنان انصار به عنوان جلابیب از آن استفاده کرده بودند سیاه رنگ بوده است ، لذا به کلاغ که رنگ آن سیاه بوده است تشبیه شده اند . 18
بعضی از تفاسیر مهم عامه و شیعه مانند تفسیر الدرالمنثور سیوطی ، روح المعانی الوسی و تفسیر المیزان علامه طباطبایی نیز جریان فوق را نقل کرده اند . 19
شواهد لغوی نیز موید و تثبیت کننده تبادر ذهنی فوق است . بسیاری از کتابهای لغوی معتبر مانند لسان العرب ، القاموس المحیط ، اقرب الموارد ، محیط المحیط ، معجم الوسیط و … هنگام بحث از جلب ریشه جلباب تصریح کرده اند که یکی از معانی جلب ، سیاهی است .
مثلا جلب اللیل به معانی سیاهی شب آمده است . در بسیاری از کتابهای لغوی و تفسیری ، شواهدی از شعرهای عربی نقل شده که جلب در آنها به معانی سیاهی بکار رفته است ، مثل ‹‹ و جلب اللیل یطرده النهار ›› لسان العرب پس از نقل عبارت مذکور تسریح کرده است گوینده شعر از جلب ، سواد و سیاهی را اراده کرده است .
رمز توصیه ائمه اطهار (ع) به والدین مبنی بر عادت دادن فرزندان از کودکی به مسائل دینی ، سخت نبودن انجام آنها در بزرگسالی است .
علاوه بر کتابهای لغوی معتبر ، بسیاری ازکتابهای تفسیر مثل کشاف ، بعضی از شواهد شعری که جلب در آنها به معنای سیاهی بکار رفته را نقل کرده اند ؛ مثل : مجلبب من سواد اللیل جلبابا .
حاصل اینکه از قرینه تاریخی مذکور و شواهد لغوی فوق استفاده می شود رنگ جلباب قرآنی مورد استفاده در صدر اسلام مشکی بوده است .
 

2 ـ مفهوم ، اندازه ، کارکرد و رنگ چادر
1 ـ 2ـ مفهوم چادر : چادر پوشش گسترده است که از بالای سر روی لباسهای دیگر پوشیده می شود .
2 ـ 2 ـ اندازه چادر : از نظر اندازه ، چادر پوششی بزرگ است که سر تا سر بدن و لباسهای دیگر را از بالای سر تا قدمهای پا را می پوشاند .
3 ـ 2 ـ کارکرد چادر : کارکرد چادر به گونه ای است که از بالای سر پوشیده شده و اطراف آن جمع و جور شده و به گونه ای کنترل می گردد تا پوشش بیشتر و بهتری داشته باشد . بسیاری از زنان حساس نسبت به حجاب خویش اطراف قسمت بالای چادر را جمع و جور کرده با دست خویش کنترل می کنند .
4 ـ 2 ـ رنگ چادر : گرچه رنگ چادر به اقتضاء شرایط محیط بعضا متفاوت است . ولی پس از پیروزی انقلاب اسلامی خصوصا در محیطها و شهرهای مذهبی به دلیل ملازمت چادر مشکی با وقار و متانت ، رنگ چادر دختران و بانوان متدین ، غالبا مشکی است .
3 – مقایسه جلباب و چادر از نظر مفهوم ، اندازه ، کارکرد و رنگ
1 ـ 3 ـ مقایسه مفهوم جلباب و چادر : گذشت که از نظر مفهوم هر دو پوشش گسترده و بزرگ هستند که از بالای بدن و روی لباسهای دیگر پوشیده می شوند .
2 ـ 3 ـ مقایسه اندازه جلباب و چادر : ذکر شد که بر اساس دیدگاه صحیح در اندازه جلباب ، چادر و جلباب اندازه شان یکسان است به نحوی که هر دو از بالای سر تا پایین پا را می پوشانند .
3 ـ 3 ـ مقایسه کارکرد جلباب و چادر : با توجه به معنای مذکور درباره « یدنین » و تطبیق آن با کاری که زنهای چادری هنگام استفاده از چادر انجام می دهند معلوم شد که کارکرد و کیفیت پوشش هر دو یکسان است .
4 ـ 3 ـ مقایسه رنگ جلباب و چادر : گذشت که به دلیل تبادر ذهنی و شواهد لغوی ، رنگ جلباب زنان عرب ، زمان نزول آیه مشکی بوده است و اکنون رنگ اکثر چادرها به ویژه چادر زنان متدین در محیطهای مذهبی نیز مشکی است . بنابر این از نظر رنگ نیز اختلافی ندارند .
حاصل اینکه پس از مقایسه جلباب و چادر در ابعاد چهارگانه مفهوم ، اندازه ، کارکرد و رنگ آشکار گردید که جلباب و چادر در ابعاد مذکور ، همخوانی و شباهتهای بسیار نزدیکی با یکدیگر دارند . بنابر این بر خلاف اظهار نظر گوینده محترم می توان گفت چادر رایج فعلی بانوان مؤمن و مسلمان ارتباط بسیار وثیق و مستحکمی با دین اسلام خصوصا قرآن دارد .
علاوه بر اینکه پژوهش در آیه 59 سوره احزاب ارتباط وثیق چادر حتی رنگ مشکی آن با دین اسلام و قرآن را آشکار ساخت ، برای فهمیدن ارتباط چادر با دین و مذهب باید به نظرات فقها و مراجع تقلید به عنوان کارشناسان دینی توجه نمود .

پی نوشت :

1 ـ اعراف / 7 ، 26 .
2 ـ فاطمهخاتمی ، روزنامه ایران ، ش 1672 ، 2 مهر 1379 ، ص 4 .
3 ـ احزاب / 59 .
4ـ جلب الجیم و اللام والبائ ( اصلان ) احدهما الاتیان بالشیء من موضع و الاخر شیء یغشی شیئا . و من هذا اشتقاق الجلباب و الجمع جلابیب . احمد بن فارس ، معجم مقاییس اللغه ، ریشه جلب .
5 ـ الجلباب ثوب اوسع من الخمار دون الرداءتغطی به المرأه رأسها و صدرها ، العین خلیل . لسان العرب علاوه بر عبارت خلیل ، اقوال دیگری نیز نقل کرده است : « قیل هو ثوب واسع دون الملحفه تلبسه المرأه و قیل هو ما تغطی به المرأه الثیاب من فوق کالملحفه ».
صحاح اللغه جوهری تصریح کرده است جلباب به معنای ملحفه است . مصباح المنیر فیومی گفته است : « ثوب اوسع من الخمار دون الرداء » در معجم الوسیط آمده است : « الجلباب ،
الثوب المشتمل علی الجسد کله ، ما یلبس فوق الثیاب کالملحفه ، علاوه بر منابع مذکور به کتابهای لغت معتبر ذیل ریشه جلب و واژه جلباب مراجعه شود .
6 ـ لسان التنزیل ، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی ، لغات سوره احزاب ، ص 103 .
7 ـ شعرانی ، نثر طوبی ، واژه جلباب .
8 ـ الطوسی ، التبیان فی تفسیر القرآن ، ج 8 ، ص 361 ذیل آیه جلابیب ( آیه 59 احزاب ) .
9 ـ البیضاوی ، انوار التنزیل ذیل آیه مذکور .
10 ـ لحف ، اصل : یدل علی اشتمال و ملازمه یقال التحف باللحاف ، معجم مقاییس اللغه ، ریشه لحف .
11 ـ هو ثوب تشتمل به المرأه فیغطی جمیع بدنها و الخمار الذی تغطی به رأسها و وجهها ، علامه طباطبایی تفسیر المیزان ، ج 12 ، ص 339 ، ذیل آیه 59 احزاب .
12 ـ و فی معناه اقوال : منها انه رداءیغطی المرأه منرأسها الی قدمیها و منها انه الخمار الذی یغطی رأسها و وجهها . محمد جواد مغنیه ، تفسیر الکاشف ، ج 6 ، ص 239 .
13 ـ الثوب الذی یستر جمیع البدن ، قرطبی ، تفسیر الجامع لاحکام القرآن ، ج 14 ، ص 243 ، ذیل آیه مذکور .
14 ـ انه لما اجمع ابوبکر و عمر علی منع فاطمه (س) فدکا و بلغها ذلک لاثت خمارها علی رأسها و اشتملت بجلبابها … و تطاذیولها … طبرسی ، الاحتجاج ، ج 1 ، ص 98 ( طبع بیروت ) .
15 ـ عن ابن عباس : الرداء الذی یستر من فوق الی اسفل . زمخشری تفسیر کشاف و آلوسی روح المعانی ذیل آیه 59 احزاب .
16 ـ عن ابن سیرین سألت عبیده السلمانی عن ذلک ( یدین ) ؟ فقال ان تضع رداءها فوق الحاجب ثم تدیره حتی تضعه علی انفها . زمخشری تفسیر کشاف ذیل آیه 59 احزاب.
17 ـ لما نزلت هذه الایه « یدنین علیهن من جلابیبهن » خرج نساء الانصار کأن علی رؤسهن الغربان من اکسیه سود یلبسنها » سنن ابن داوود ، کتاب اللباس ، باب لبس السواد ، ج 2 ، ص 182 ، طبع دار الکتب العربی .
18 ـ عون المعبود شرح سنن ابن داوود ، ج 11، ص 159 .
19 ـ علاوه بر کتابهای لغوی مذکور برای آشنایی با شواهد شعری مذکور به کتاب العن خلیل ، تاج العروس زبیدی ذیل ریشه « جلب » مراجعه شود .


نوشته شده در سه شنبه 87/7/9ساعت 3:30 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) | |

<   <<   6   7   8   9   10   >>   >

:قالبساز: :بهاربیست:

کدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ